خب ما رفتیم شمال ولی اونهمه فانتزی من برای داشتن یک خلوت دبش نه تنها محقق نشد بلکه طفلکم بشدت مریض شد و ما دو روز تیمارداری میکردیم و باقی اوقات هم کان لم یکن دنبال همان طفل نوپا که فقط میدود تا فرار کند و جاهای جدید را کشف کند میدویدیم که سر و پایش به جایی نخورد و تلفات ندهیم !

میخوام اینو بگم که وقتی بچه رو دارید میخوابونید بهترین فرصت تفکره در غیر اون لحظات یا داری کتاب میخونی به زوووور یا کارخونه میکنی یا تند تند غذا بدی بهش بعدم که غش میکنی از خستگی:)))

الان فهمیدم پاره کردن کتاب جزو مراحل علاقه مند شدن بچه ها به کتابه!

و چه کتابی هم بهتر از کتاب کوچولوهای مداحی های پدرش!

اینم نکته ای بود که به درد ایندگان میخوره بهرحال.


شمال با طعم طفل نوپای سر به هوا

تفکر به سبک مادر یک عدد نوپا

کتاب ,کند ,نوپا ,سر ,تند ,میکنی ,الان فهمیدم ,فهمیدم پاره ,پاره کردن ,خستگی الان ,از خستگی

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گروه کوهنوردی دانشگاه امام صادق (ع) آموزش دفاع شخصی در تبریز فیزیک _ دانشگاه صنعت نفت تاسیسات سرمایش گرمایش A.R.M.Y. life with BTS فروشگاه اینترنی بذر کارنیلا طراحی داروخانه زیراگ نمایندگی سی پنل تولید و پخش ملایی